|
عرض سیلوم و خیسته نبیشی خدمت دخمل و پسلای خوف و خوشمل دوستای خوفم چون امحانات پایان ترم دانشگاه دلبندم نزدیکه و همین الانشم استادا با میان ترم های زییاشون نمره های زیبایی رو واسمون رقم میزنن!!واسه همین یه مدتی نیستم تا به درسام برسم البته از هر فرصتی استفاده وکنم و ویام تا به شما دوست جونیام سر وزنم و جواب نظراتونو ودم بخاطر همین دلایلی که بالا گفتم یه عالمه پست خوشگل واستون وگذاشتم که نظرای دلبند شماها رو میطلبه همه مطالب رو بخونین و واسم نظرای گلتونو وگذاریناااااااااا
1- خانوم شما بینیتونو ختنه کردید؟ 2- خانوم شما دماغتونو مدل خوکی عمل کردید؟ 3- خانوم میاید دماغامونو عوض؟ 4- اینو صافکاری کرده که بعدا درخت بکاره 5- این دماغشو تازه خریده برچسبشو نکنده 6- خانوم کلیه هاتو فروختی دماغتو عمل کردی؟ 7- میبخشید خانوم دماغتونو خر گاز گرفته؟ 8- ده بار دیگه دماغتو عمل کنی تازه میشی مثل اِبی 9- خانوم بینیتون افتاده چسب زدین؟ 10- خواستی ماشین بخری وانت بخر بینیت رو بندازی عقب
اخیرا كشف كردند كه حرف مورد علاقه دختر های ایرانی در زبان فارسی ( پ ) و ( خ ) می باشد،مثلا : دوست دارند كه ( پول ) ( خرج ) كنند , ( پسر ) ( خر ) كنند , ( پدر ) ( خام ) كنند ,( پراید ) ( خرد ) كنند , ( پاسپورت ) بگیرند برن ( خارج) , ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند
یک خانم برای طرح مشکلش به کلیسا رفت.او با کشیش ملاقات کرد و برایش گفت : این موضوع برای من واقعا دردسر شده و آبروی من را به خطرا انداخته.. به شما توصیه میکنم طوطی هایتان را مدتی به من بسپارید.شاید در مجاورت طوطی های من آنها به جای آن عبارت وحشتناک یاد بگیرند کمی دعا بخوانند.
گر نیت صرفه جویی داری ای زن
1: داشتن یه بسته آدامس بهتر از یه دونه ادامسه 2: فراموش نکن پایان هر آدامسی سطل زباله است پس برای هیچ آدامسی قیمت زیادی نده 3: آدامسه نیمه خورده کسی رو نخور 4: جویدن طولانی مدت آدامس جز بی مزه شدنش حاصلی نداره 5: حسرت آدامسی که دور انداختی نخور 6: ازدواج مثل قورت دادن آدامس میمونه هیچ آدم عاقلی آدامسشو قورت نمیده
دغدغه های یه پسر جوان كار ندارم , پول ندارم , سربازی نرفتم , ماشین .خونه ندارم و ... دغدغه های یه دختر جوان لاك ناخنم پاك شده , مهری سرویس طلا خریده , دختر خاله ام ماشین داره ,مامان غذای خوب نمی پزه , عروسكم رو هنوز نخوابوندم و ... عجب دنیای باحالی
گاو ما ما می کرد,گوسفند بع بع می کرد,سگ واق واق می کرد و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی?
زن عقدی: روشنایی خانه زن صیغه ای: لامپ كم مصرف زن چاق: لامپ حبابی زن لاغر: لامپ مهتابی زن مطلقه: لامپ سوخته زن خوشگل: نورافكن زن زشت: چراغ خواب زن خیابانی: چراغ اضطراری
مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی میکند و تاکنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند. وکیل : آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید،متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش در گذشت و در طول آن سه سال،حقوق بازنشستگی اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد؟ مسئول خیریه : (با کمی شرمندگی) نه،نمیدانستم.خیلی تسلیت میگویم. مسئول خیریه : (با شرمندگی بیشتر) نه.نمیدانستم. چه گرفتاری بزرگی! وکیل : آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینههای درمانش قرار دارد؟
زن خوب ۳ تا خصلت باید داشته باشه الف) نجیب باشه : یعنی با جیب آدم کاری نداشته باشه ب) خانه دار باشه : یعنی از خودش خانه داشته باشه ج) مثل ماه باشه : یعنی شبا بیاد و صبحها بره خونه باباش
مادر زن اسلحه ای است انفرادی که با عیال حمل میشود و با مهمات دروغ همسایگان مسلح شده و با زخمی کردن داماد بیچاره خنک میشود.این اسلحه بدون عقب نشینی بوده وشرایط جوی به هیچ وجه در او اثر ندارد.مادر زن گاهی تک تیر و گاهی رگبار شلیک می کند.طول زبان مادر زن بدون سر نیزه 2 متر میباشد.تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش و نا سزا بوده و برد موثر ان انتقال داماد به بیمارستان و برد نهایی ان انتقال داماد به گورستان میباشد!!
روزی مردی پسر کوچکش را به بازار فرستاد تا کلهی پختهی گوسفند بخرد و به خانه بیاورد.کودک کله را خرید اما بوی خوش آن برای کودک گرسنه قابل تحمل نبود،پس به گوشه ای رفت و گوشت و مغز و چشم و زبان آن را خورد و بعد استخوان های آن را در نان پیچید و با خود به خانه آورد.وقتی پدر نان را گشود و با استخوانهای سر گوسفند رو به رو شد به پسر گفت: کودک گفت : او این کله را از من پس نخواهد گرفت،زیرا آن را با تمام عیبهایش به من فروخته است!!
۱- بازارها خلوت
یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه میخوند كه زنش یهو ماهی تابه رو میكوبه سرش!
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟ اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟ اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟ اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟ اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟ اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟ اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟ اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه) اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی اینه وامیستاد ؟ اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟ اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟ اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟ اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه) اگه دخترا نبودن کی نازمی کرد ؟ اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟ اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟ اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟ اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟ اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ کیوعمل می کردن ؟ اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود ؟ اگه دخترا نبودن به کی می گفتن صغری ؟ اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ می پوشید ؟ اگه باباها نبودن کی به دخترا می گفت : روسریتو بکش جلو؟ اگه باباها نبودن کی به پسرا پول تو جیبی میداد ؟ اگه باباها نبودن کی قربون صدقه ی دخترا می رفت ؟ اگه باباها نبودن کی از دستپخت مامان ایراد می گرفت ؟
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب نرود از سر ذلت به هوا فریادم هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست نکته ای بود که فرمود به من استادم شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند محض اثبات نظرهای خودم آمادم! زن نگیر - از من اگر می شنوی عاقل باش! مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم! هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم نه برای دل هر دختر و زن فرهادم الغرض زن که گرفتی نزنی داد که من از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟پ
دختری از کوچه باغی میگذشت
الهی تو بمیری من نمیرم....سر قبرت بیام پارتی بگیرم الهی سرخک و اریون بگیری.... تب مالت و بلای جون بگیری الهی از سرت تا پات فلج شه.... کمرت بشکنه،دستت سقط شه الهی حصبه و ام اس بگیری....سر راه بیمارستان بمیری الهی کوربشی چشمات نبینه.... بمیری، گم بشی، حقت همینه الهی آسم تایپ آ بگیری... هنوز که زنده ای پس کی میمیری؟ الهی شوهر ایدزی بگیری.... بفهمی که داری از ایدز میمیری به در بردی از اینها جان به سالم.... الهی دردبی درمون بگیری
در خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکن
مرد بخیلی به یک موسسه لاغری مراجعه کرد تا لاغر شود. منشی به او گفت بفرمایید در چه سطحی می خواهید ثبت نام کنید ؟ بخیل گفت : چه سطوحی دارید؟ منشی گفت : ما در اینجا در دو سطح ثبت نام می کنیم یکی در سطح ویک (ضعیف) و یکی در سطح پاور(قدرت) اگر سطح ویک را انتخاب کنید، مبلغ ثبت نام یک ساعت و یک دلار است و اگر سطح پاور را انتخایب کنید، 2 ساعت و سه دلار است. بخیل با خود اندیشید من که زیاد لاغر نیستم الکی چرا سه دلار بدهم؟ و سپس سطح ضعیف را انتخاب کرد.
فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص به دوست داشتنم بین ِ دوستش داری به خواب رفتمت از گریه های تکراری تماس های کسی ناشناس از خط به استخوان سرم زیر حرکت مته که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید که می شود وسط وان، دچار فلسفه شد که زیر آب فرو رفت واقعا خفه شد که مثل من، ته آهنگ راک گریه کنی جلوی پاش بیفتی به خاک گریه کنی که می شود چمدانت شد و مسافر شد میان دست تو سیگار بود و شاعر شد که می شود وسط سینه ات مواد کشید که بعد زیر پتو رفت و بعد داد کشید به چشم های من بی قرار تکیه زد و به این توهم دیوانه وار تکیه زد و که دیر باشم و از چشم هات زود شود که مته در وسط مغز من عمود شود که هی کشیده شوم در کشاکشت بکشم که هرچه بود و نخواهد نبود دود شود قرار بود همین شب قرارمان باشد که روز خوب تو در انتظارمان باشد قرار شد که از این مستطیل در بروی قرار شد به سفرهای دورتر بروی قرار شد دل من مهر روی نامه شود که در توهم این دودها ادامه شود که نیست باشم و از آرزوت هست شوم عرق بریزم و از تو نخورده مست شوم که به سلامتی یک شکوفه زیر تگرگ که به سلامتی گوسفند قبل از مرگ که به سلامتی جام بعدی و گیجی که به سلامتی مرگ های تدریجی که به سلامتی خواب های نیمه تمام که به سلامتی من که واقعا تنهام که به سلامتی سال های دربدری که به سلامتی تو که راهی سفری صدای گریه ی من پشت سال ها غم بود صدای مته می آمد که توی مغزم بود صدای عطر تو که توی خانه ات هستی صدای گریه ی من در میان بدمستی صدای گریه ی من توی خنده ی سلاخ صدای پرت شدن از سه شنبه ی سوراخ صدای جر خوردن روی خاطراتی که ادامه دادن قلبم به ارتباطی که به ارتباط تو با یک خدای تک نفره به دستگیری تو با مواد منفجره به ارتباط تو با سوسک های در تختم که حس کنی چقدَر مثل قبل بدبختم که ترس دارم از این جن داخل کمدم جنون گرفته ام و مشت می زنم به خودم دلم گرفته و می خواهمت چه کار کنم؟ که از خودم که تویی تا کجا فرار کنم؟ غریبگی تنم در اتاق خوابی که به نیمه شب اس ام اس های بی جوابی که به عشق توی توهم به دود و شک که تویی به یک ترانه ی غمگین مشترک که تویی به حس تیره ی پشتت به لغزش ناخن به فال های بد و خوب پشت یک تلفن فرار می کنم از تو به تو به درد شدن به گریه های نکرده به حس مرد شدن فرار می کنم از این سه شنبه ی مسموم فرار می کنم از یک جواب نامعلوم سوال کردن من از دلیل هایی که فرار می کنم از مستطیل هایی که فرار کردن از این چهاردیواری به یک جهان غم انگیزتر به بیداری دو چشم باز به یک سقف خالی از همه چیز فقط نگاه کن و هیچ چی نپرس عزیز به خواب رفتنم از حسرت هماغوشی ست که بهترین هدیه واقعا فراموشی ست
دخترجوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد . پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون : با عشق : روبرت
همیشه آب را با بطری سر بکشید وقتی با اون تو رستوران هستید با صدای بلند باد گلو بزنید همیشه از گیرایی چشمهای دختر خاله ترشیده اتون تعریف کنید وقتی تخمه میخورید پوستهای تخمه را هر جای بریزید غیر از بشقاب جلوی دستتون خاطرات شیرین دوران مجردی خودتون رو با دوست دخترهای داشته و نداشته خودتون براش تعریف کنید او را با اسمهای مختلف مثل :سمیرا ،مریم ، پریسا، آتنا، شیوا... صدا کنید و بعد بگید ببخشید عزیزم این روزها حواسم زیاد جمع نیست سعی کنید یک چادر مسافرتی خوب یا ماشین راحت بخرید که شبهای که قرار است بیرون از خونه بخوابید ، زیاد سختی نکشید وقتی زنتون حواسش کاملا به شماست وانمود کنید زنتون رو ندیدید و یواشکی به بچه هایتون بگید: دوست دارید براتون یک مامان خوشگل بیارم وقتی با تلفن صحبت میکنید به محض ورود همسرتون با دستپاچگی بگید :باشه ، من بعدا بهت زنگ میزنم ..و سریع گوشی رو قطع کنید
|
About![]()
سیلووووم دختر و پسرای گل و عزیز اینجا که میبینین وبلاگ بندس قوانینی داره که باید بپذیریشون همدیگه رو دوست داشته باشین بخندین با هم مهربون باشین برای همدیگه احترام قائل بشین همتونو دوست داااااااااااارم به کلبه تنهایی خوش اومدین... من سیاوش((تنهای متفاوت))متولد اخرین و سال یا همون 29 اسفند هستم دانشجوی کارشناسی کامپیوتر-نرم افزارم یه پسر بامزه و شوخ طبعم اینارو اطرافیانم میگناااا هوادار دو اتیشه سرسخت استقلالم عاشق لوبیاپلو و ماکارونی و پیتزام یدونه بچه خونوادمم نه خواهر دارم و نه برادر و همیشه تنهایی دوستم بوده یه خورده هم پسر شیطونی هستم اگه به وبلاگم سر زدین حتما حتما حتما نظر بزارین و توی نظر سنجی هم بشرکتیناااا اسم وبلاگم شاید نشون بده غمو و ناراحتیو چون اسم تنها روشه ولی بدون اسم تنها بخاطر این روشه که من تک فرزندم و اسم متفاوت هم به این خاطره که من یه پسره باحال و بامزه هستم که شاید در ظاهر اگه منو ببینین فکر کنین یه جوری دیگم
Home
|